دل بسته ام هنوز به این خاک مختصر دندان نمیکند دلم زین باغ مختصر آسوده از تلاطم دریای زندگی دل داده ام به دیدن یک مشت رهگذر
امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران می کنم در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت میکنم امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد؟